X
تبلیغات
Accounting90, Yazd University


تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم دی 1391 | 8:27 | نویسنده : محمدرضا |


تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 | 17:52 | نویسنده : محمدرضا |

برای دانلود تمرینات فصل 2 کتاب دکتر شباهنگ به صورت فایل pdf… اینجا را کلیک کنید



تاريخ : دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392 | 22:6 | نویسنده : محمدرضا |
زنده باد کودکی؛زنده باد خاطرات.....


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیستم اردیبهشت 1392 | 10:41 | نویسنده : محمدرضا |

آرتور اش  قهرمان افسانه‌ای تنیس حدود یک سال پیش هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده، به بیماری ایدز مبتلا شد طرفداران آرتور از سرتاسر جهان نامه‌هایی محبت‌آمیز برایش فرستادند.

یکی از دوستداران وی در نامه خویش نوشته بود: “چرا خدا تو را برای ابتلا به چنین بیماری خطرناکی انتخاب کرده؟”

قهرمان درد خدا حكمت تنیس

آرتور اش، در پاسخ این نامه چنین نوشت:
در سرتاسر دنیا بیش از پنجاه میلیون کودک به انجام بازی تنیس علاقه‌مند شده و شروع به آموزش می‌کنند. حدود پنج میلیون از آن‌ها بازی را به خوبی فرا می‌گیرند. از آن میان قریب پانصد هزار نفر تنیس حرفه‌ای را می‌آموزند و شاید پنجاه هزار نفر در مسابقات شرکت می‌کنند. پنج هزار نفر به مسابقات تخصصی‌تر راه می‌یابند. پنجاه نفر اجازه شرکت در مسابقات بین المللی ویمبلدون را می‌یابند. چهار نفر به مسابقات نیمه‌نهایی راه می‌یابند و دو نفر به مسابقات نهایی.

وقتی که من جام جهانی تنیس را در دست‌هایم می‌فشردم هرگز نپرسیدم که خدایا چرا من؟
و امروز وقتی که درد می‌کشم، باز هم اجازه ندارم که از خدا بپرسم: چرا من؟



تاريخ : جمعه بیستم اردیبهشت 1392 | 10:14 | نویسنده : محمدرضا |
 
دختری به کورش کبیر گفت من عاشقت هستم .

کورش در جواب آندختر گفت : لایق عشق شما برادر من است که از من زیبا تر و جوان تر است که پشت سر شما ایستاده .

دخترک برگشت و دید که کسی نیست .

کورش به او گفت : اگر عاشقم بودی و عشقت واقعی بود پشت سرت را نگاه نمی کردی .


تاريخ : جمعه بیستم اردیبهشت 1392 | 10:11 | نویسنده : محمدرضا |

مطلب زیر رو hamkelasi ازسال کرده است که امیدوارم از آن خوشتان بیاید.با تشکر از hamkelasi


با یکی از دوستانم وارد قهوه‌خانه‌‌ای کوچک شدیم و سفارش‌ دادیم...


بسمت میزمان می‌رفتیم که دو نفر دیگر وارد قهوه‌خانه شدند...

و سفارش دادند: پنج‌تا قهوه لطفا... دوتا برای ما و سه تا هم قهوه مبادا...

سفارش‌شان را حساب کردند، و دوتا قهوه‌شان را برداشتند و رفتند...



از دوستم پرسیدم: ماجرای این قهوه‌های مبادا چی بود؟

دوستم گفت: اگه کمی صبر کنی بزودی تا چند لحظه دیگه حقیقت رو می‌فهمی...



آدم‌های دیگری وارد کافه شدند... دو تا دختر آمدند، نفری یک قهوه سفارش دادند، پرداخت کردند و رفتند...



سفارش بعدی هفت‌تا قهوه بود از طرف سه تا وکیل... سه تا قهوه برای خودشان و چهارتا قهوه مبادا...

همان‌طور که به ماجرای قهوه‌های مبادا فکر می‌کردم و از هوای آفتابی و منظره‌ی زیبای میدان روبروی کافه لذت می‌بردم،



مردی با لباس‌های مندرس وارد کافه شد که بیشتر به گداها شباهت داشت... با مهربانی از قهوه‌چی پرسید: قهوه‌ی مبادا دارید؟

خیلی ساده‌ ست! مردم به جای کسانی که نمی‌توانند پول قهوه و نوشیدنی گرم بدهند، به حساب خودشان قهوه مبادا می‌خرند...

سنت قهوه‌ی مبادا از شهرناپل ایتالیا شروع شد و کم‌کم به همه‌جای جهان سرایت کرد...

بعضی‌ جاها هست که شما نه تنها می‌توانید نوشیدنی گرم به جای کسی بخرید،

بلکه می‌توانید پرداخت پول یک ساندویچ یا یک وعده غذای کامل را نیز تقبل کنید...

قهوه مبادا برگردانی‌ است از........ suspended coffee

گاهی لازمه که ما هم کمی سخاوت بخرج بدهیم و قهوه مبادا... ساندویچ مبادا... آب میوه مبادا... لبخند مبادا... بوسه مبادا...و مباداهای دیگر...

که دل خیلی ها از اونا می خواد... و چشم انتظارند... که ما همت نموده و قدمی در سرزمین صورتی محبت و عشق بگذاریم ...

و به موجودات زنده... و بخصوص به انسانهای امیدوار و آرزومند توجهی کنیم



تاريخ : جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 | 15:33 | نویسنده : محمدرضا |

هیچ لیوانی در زندگی خالی نیست ،

حتی نیمه پر هم نیستند ؛

وقتی چشمها جور دیگر می بینند .

وقتی دوست همه جا حضور دارد،

وقتی لطفش همه جا را پر کرده 

آری ...  چشمها را باید شست ...



تاريخ : پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 | 12:6 | نویسنده : محمدرضا |


تولد انسان روشن شدن کبریتی است

و

 مرگش خاموشی آن!

بنگر در این فاصله چه کردی؟!!

گرما بخشیدی...؟!

یا

 سوزاندی...؟!!



تاريخ : پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 | 12:3 | نویسنده : محمدرضا |


تاريخ : سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 | 23:36 | نویسنده : محمدرضا |



شاید ما به سرعت از بچگیمون دور شدیم

کوچیک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم؛
حالا که بزرگیم با چه دلهای کوچیکی
کاش دلامون به بزرگی بچگی بود

کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم
کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود
کاش قلب ها در چهره بود...



تاريخ : سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 | 23:26 | نویسنده : محمدرضا |
خداوندا تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم
مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را
مبادا گم کنم اهداف زیبا را
مبادا جا بمانم از قطار موهبتهایت
مرا تنها تو نگذاری
که من تنهاترین تنهام؛ انسانم

خدا گوید :

تو ای زیباتر از خورشید زیبایم
تو ای والاترین مهمان دنیایم
تو ای انســــان !
بدان همواره آغوش من باز است
شروع كن ...
یك قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من ...



تاريخ : سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 | 23:24 | نویسنده : محمدرضا |
تیم آجر خوشنما یکشنبه شب در مقابل قهرمان سال گذشته یعنی تیم شهید همت با نتیجه 2 بر 0 شکست خورد و از راهیابی به مرحله یک هشتم باز ماند


تاريخ : پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392 | 13:21 | نویسنده : محمدرضا |
تصور کنید بانکی دارید که در آن هر روز صبح ۸۶۴۰۰ تومان به حساب شما واریز میشود و تا آخر شب فرصت دارید تا همه پولها را خرج کنید. چون آخر وقت حساب خود به خود خالی میشود. در این صورت شما چه خواهید کرد؟ هر کدام از ما یک چنین بانکی داریم: بانک زمان. هر روز صبح، در بانک زمان شما ۸۶۴۰۰ ثانیه اعتبار ریخته میشود و آخر شب این اعتبار به پایان میرسد. هیچ برگشتی نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمیشود.
ارزش یک سال را دانش آموزی که مردود شده میداند.
ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس به دنیا آورده میداند،
ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته نامه میداند،
ارزش یک روز را دانشجویی که یک ترم درس نخونده و فرداش امتحان داره میدونه!!!

ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را میکشد،
ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده،
و ارزش یک ثانیه را آنکه از تصادفی مرگبار جان به در برده، میداند.
هر لحظه گنج بزرگی است، گنجتان را مفت از دست ندهید، باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر هیچکس منتظر نمیماند.
دیروز به تاریخ پیوست.
فردا معما است.
و
امروز هدیه است...


تاريخ : سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 | 20:56 | نویسنده : محمدرضا |

آرامش محصول تفکر نیست

آرامش

هنر نیندیشیدن به انبوه مسایلیست که ارزش فکر کردن ندارند

لحظه هایتان آرام



تاريخ : سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 | 20:51 | نویسنده : محمدرضا |

چنان باش كه بتوانی به هر كس بگویی : مثل من رفتار كن.



آرزوهای بشر پایان ناپذیر است. هرگاه به آرزویی رسید، آرزوی دیگری دارد.


اگر بتوان این پرسش را بیان كرد كه آیا ما در حال حاضر در یك عصر به روشنگری رسیده زندگی می كنیم؟ پاسخ باید این باشد كه خیر، اما یقیناً در یك عصر روشنگری زندگی می كنیم.



آگاهی، دانش سازمان یافته است و خرد، زندگی سازمان یافته.



حتی خشم آسمان برای زمین، فراوانی است.



روشنگری، پایان دوران كودكی خود تحمیل كرده ی نوع بشر است.



در دنیا دو چیز از همه زیباتر است؛ آسمان پرستاره و وجدان آسوده.



بهترین خوشی ها استراحت پس از كار است.



وجه تمایز انسان نه جسم او بلكه روحش است.ا



اگر از انسان آرزو و خواب گرفته شود، بیچاره ترین موجود روی زمین است.



موسیقی لذت بخش ترین هنرها است، اما چیزی به ما نمی آموزد؛ آنچه كه فكر و روح آدمی را تغذیه می كند و آموزنده است، شعر و شاعری است. ا



وظیفه ی اصلی دولتهای حقیقی آن است كه نگذارند به انسانها مانند شیء نگریسته شود و دست كم، محدودیت و نگاهبانی را به حداكثر آزادی افراد اعمال كنند.


شاعری، والاترین هنرها است.



هرگز با دیگران مثل ابزار كار رفتار نكنید، بلكه آنان را چون غایت و هدف بشمارید



دو چیز در من شگفتی و ستایش همیشگی برمی انگیزد،آسمان پر ستاره بالای سرم و حکم اخلاقی درونم.



شیرین ترن نتیجه ی دقت و نظم، پیروزی است.



خدا را باور كنید، برای اینكه به چنین باوری محتاجید.


اخلاق باید بر هنر حكومت كند.


آنچنان رفتار كن كه رفتار تو بتواند به صورت قانون كلی درآید.



تاريخ : سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 | 20:50 | نویسنده : محمدرضا |
مشخصات برخی از زمین لرزه های بزرگتر از 7 ریشتر در داخل کشور به این شرح است :


سال 1341، زمین لرزه ای به بزرگی 7/2 ریشتر در بوئین زهرا

این زمین لرزه، موجب مرگ ۲۰ هزار نفر شد و بسیاری از آثار و مکان‌های قدیمی و تاریخی شهرستان بویین زهرا از جمله قلعهٔ باستانی رودک از بین رفت.


سال 1356، زمین لرزه ای به بزرگی 7/4 ریشتر در طبس

در زلزله طبس، 19600 نفر جان باختند و 16 روستا تخریب شد.


سال 1360، زمین لرزه ای به بزرگی 7/2 ریشتر در سیرچ کرمان

این زلزله شدیدترین زلزله کرمان و یکی از شدیدترین زلزله‌های ایران محسوب می‌شود که حدود یک هزار و 300 نفر کشته، 915 نفر زخمی، 25 هزار نفر بی‌خانمان و 85 درصد خانه‌ها به صورت کامل تخریب شدند.


سال 1369، زمین لرزه ای به بزرگی 7/4 ریشتر در رودبار

در این زلزله ۳۵٬۰۰۰ نفر جان خود را از دست دادند، بیش از ‪۲۰۰‬ هزار واحد مسکونی تخریب و حدود ۵۰۰٬۰۰۰ تن بی‌خانمان شدند. هم چنین خسارات عمده‌ای به تأسیسات و اماکن عمومی در استانهای گیلان و زنجان که متأثر از این زمین‌لرزه بودند، وارد آمد.


سال 1376، زمین لرزه ای به بزرگی 7/2 ریشتر در اردکول قائن (بیرجند)

بر اثر وقوع سه زلزله  شدید و پیاپی 2600 نفر کشته، 10000 نفر مجروح، 450 روستا و 50000 واحد مسکونی تخریب  شد.

سال 1392،زمین لرزه ای به بزرگی 7/8 ریشتر

زلزله ای به قدرت 7.5 ریشتر سراوان در استان سیستان و بلوچستان را لرزاند. مرکز این زمین لرزه در فاصله 81 کیلومتری سراوان، 83 کیلومتری خاش و 1314 کیلومتری تهران و در حوالی مرز ایران و پاکستان است.کانون این زمین لرزه در عمق 95 کیلومتری سطح زمین ثبت شده است. این درحالی است که مرکز زمین شناسی آمریکا، قدرت این زلزله را 7.8 ریشتر و عمق 82 کیلومتری سطح زمین اعلام کرده است

زلزله سراوان 1 کشته و 12 مجروح بر جای گذاشت و خسارت زلزله بسیار اندک گزارش شد

الحمد لله رب العالمین



تاريخ : جمعه سی ام فروردین 1392 | 14:24 | نویسنده : محمدرضا |
        بوی باران...

                بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک 
 
               شاخه های شسته، باران خورده، پاک

    آسمان آبی و ابر سپید
     برگهای سبز بید
      عطر نرگس، رقص باد

        نغمه ی شوق پرستوهای شاد
         خلوت گرم کبوترهای مست
           نرم نرمک میرسد اینک بهار

             خوش بحال روزگار 

           خوش بحال چشمه ها و دشتها
          خوش بحال دانه ها و سبزه ها

             خوش بحال غنچه های نیمه باز

               خوش بحال دختر میخک که میخندد به ناز
           خوش بحال جان لبریز از شراب
   
   خوش بحال آفتاب 

          ای دل من، گرچه در این روزگار
          جامهء رنگین نمی‌پوشی به کام
         بادهء رنگین نمی‌نوشی ز جام
         نقل و سبزه در میان سفره نیست
          جامت از آن می که می‌باید تهی است

        ای دریغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسیم
       ای دریغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب
      ای دریغ از «ما» اگر کامی نگیریم از بهار ...

      گر نکوبی شیشهء غم را به سنگ

      هفت رنگش میشود هفتاد رنگ...





تاريخ : جمعه سی ام فروردین 1392 | 14:0 | نویسنده : محمدرضا |

با سلام

تیم آجر خوشنما امشب در مرحله یک سی و دوم مقابل تیم اسپورتینگ با نتیجه سه بر دو به پیروزی رسید و به مرحله یک شانزدهم صعود کرد و روز یکشنبه آینده با فینالیست سال قبل یعنی تیم شهید همت بازی دارد.گل های این بازی را آقایان محسن وکیلی,سید ابراهیم میرجلیلی و سید سبحان میروکیلی به ثمر رساندند



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 | 23:59 | نویسنده : محمدرضا |

میدونی آخر خط زندگی کجاست؟
وقتی که خوابت برای فرار از بیداری باشه!



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392 | 21:32 | نویسنده : محمدرضا |

کودکی که دارد از در و دیوار ِ / رویا هایش بالا میرود

و پیرمردی که از سر ِ بی کسی / با عصایش تانگو میرقصد...

کاش با آن پیرمرد کنار می آمدم تا به کودک بگوید :

دیوار ِ زندان / بالا رفتن ندارد

هومن شریفی



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392 | 21:30 | نویسنده : محمدرضا |

انسانی که دوران بی فکری کودکی را پشت سر گذاشته باشد، هرگز حیوانی را بی دلیل نخواهد کشت. حیوانی که به اندازه او حق زیستن دارد.

لئو تولستوی

امام صادق علیه السلام: نباید به حیوان دشنام داد!/تهذیب الاحکام،ج 6، ص164/

امام صادق علیه السلام: نباید بر حیوان بیش از طاقتش بار حمل کرد!/المحاسن،ص627/

حضرت محمد مصطفی(ص): سه نفر بر یک حیوان سوار نشوید، زیرا یکی از آنان لعن شده است/کتاب الخصال، ص 99/

و هیچگاه حیوانی برای تفریح انسانی را اینچنین خونین نکرد...



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392 | 21:29 | نویسنده : محمدرضا |



تاريخ : جمعه بیست و سوم فروردین 1392 | 22:15 | نویسنده : محمدرضا |

با سلام

با توجه به تغییرات پیش آمده در برنامه امتحانات،حتما از برنامه جدید در سیستم گلستان اطلاع یابید



تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392 | 18:37 | نویسنده : محمدرضا |
كاش می دیدم چیست ؟
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است!

آه وقتی که تو ،لبخند نگاهت را
می تابانی،

بال مژگان بلندت را
می خوابانی...

آه وقتی که تو چشمانت،
آن جام لبالب از جاندارو را
سوی این تشنه ی جان سوخته می گردانی،

موج موسیقی عشق
از دلم می گذرد

فریدون مشیری


تاريخ : سه شنبه بیستم فروردین 1392 | 19:0 | نویسنده : محمدرضا |
  • دانلود
  • گوگل رنک